الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
121
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
قرار داد و فرمود : با بسم اللّه بخوريد . همگى از آن غذا خورديم و سير شديم ، ولى چيزى از غذا كم نشده بود . سپس خرماى كمى را كه در طبق نهاده شده بود آوردند و آن حضرت فرمود : با بسم اللّه بخوريد . خورديم تا سير شديم و من ديدم كه در طبق هنوز مقدارى خرما باقى مانده بود . ( 1 ) تا اين كه ظهر فرا رسيد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله براى ما نماز خواند و احتياج به آب هم پيدا نكرد ( زيرا ناهارشان قبل از نماز ظهر بود و ناقض وضو نبود ) . سپس آن حضرت به جاى اوليهاش برگشت و شروع به صحبت كرد تا اين كه عصر فرا رسيد و بقيهء غذا را آوردند و خورديم و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بدون آن كه تجديد وضو كند به نماز عصر ايستاد . پس از آن همسر سعد پيش آمد و گفت : اى رسول خدا ، سعد بن ربيع در احد به شهادت رسيد و برادرش آمد و تمام دارايىاش را ضبط كرد و دو دخترى كه هيچ مالى ندارند براى من باقى گذاشت و اين در حالى است كه زنان به واسطهء مال ( جهيزيه ) با مرد ازدواج مىكنند ! ( 2 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خدايا بازماندگان وى را يار و ياور باش و سپس فرمود : چيزى در اين مورد بر من نازل نشده است و براى اين مسأله دوباره به من رجوع كن . پس از آن كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به خانهاش بازگشت ، جلوى در خانهاش نشست و ما هم نشستيم . در اين حال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به حالت روحانى نزول وحى فرو رفت و هنگامى كه از اين حالت در آمد ، دانههاى درشت عرق از پيشانىاش روان بود و آنگاه فرمود : زن سعد را بگوييد بيايد . ابو سعود ، عتبه بن عمرو رفت و او را آورد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرد : عموى بچههايت كجا است ؟ گفت : در منزلش اى رسول خدا . آن حضرت قاصدى به سوى او فرستاد و او را در حالى كه خسته بود از محلهء بنى حارث بن خزرج آوردند . ( 3 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : دو سوم ميراث برادرت را به دخترانش بده و يك هشتم آن را به همسر برادرت بده و بقيه در دست خودت باقى مىماند . همسر سعد با شنيدن اين حكم تكبير گفت ، به طورى كه اهل مسجد صداى او را شنيدند . « 1 » اين خبر ، اسم زن و اسم عموى دختران و حتى اسم دختران را ذكر نكرده است و سيوطى در الدرّ المنثور با سندى از عكرمه ( از ابن عباس ) خبرى را نقل كرده است كه احتمال دارد مطابق با همين روايت باشد . وى مىگويد : ( 4 ) آيات ارث در مورد ام كلثوم يا ام كحلة و دخترش كحلة و ثعلبة بن أوس و سويد كه از انصار بودهاند ؛ نازل شده است . يكى از اينها همسر اين زن و ديگرى عموى بچههايش بوده است و اين زن به
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 329 - 331 .